![]() |
![]() |
|
|
کسی آهسته می خواند سرود خوب بودن را و این اندوه درمانده تو را می خواهد ای رویا تو را که رنگ و بوی تو هوای تازگی دارد طلوع روز خوشبختی کلام سادگی دارد تو را که مثل خواب گل , لطیف و نرم و زیبایی حدیث روشنی بخش دل غمگین تنهایی تو را که مثل شب بوها , گل گلدان احساسی به رنگ مریم و پونه شمیم غنچه یاسی تو را که مثل شبنم ها ز هرم عشق لبریزی رها از رخوت و غربت , جدا از اشک پاییزی تو را می خواهم ای رویا تو را که جنس بارانی میان دفتر قلبم بگو تا کی تو می مانی ؟ ...
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه بیست و یکم شهریور 1385ساعت 19:40 توسط حامد |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
|
|
| نوشته های پیشین |
|
اردیبهشت 1387 مرداد 1386 تیر 1386 خرداد 1386 فروردین 1386 اسفند 1385 بهمن 1385 دی 1385 آبان 1385 مهر 1385 شهریور 1385 مرداد 1385 |
|
RSS
|